مهران تنک و دنیایی از ارامش
*مهران تنک و دنیایی از ارامش*
هوای سرد شب پاییزی که با نور نقره ای مهتاب عجین شده است آرامش خاصی را به آدم القا میکند.
سکوتی مبهم شب خزانی را فرا گرفته است که گاهی با صدای جیرجیرکی بهم می شکند!

سایه هایی از دور که هویت صوری شان معلوم نیست، نمایان می شوند.
دشت را که نگاهی می اندازم سکوت مرگبارش چیزی جز ترس بر دل و جان نمی آفریند.
زوزه سوزناک باد سردمنش پاییزی همه ی موهای تنم را سیخ کرده است!
صدای چلق چلق برگ درختان داز و زوزه و ویژ ویژ شاخه های درختان گز، آب و تاب بی بدیلی را به طبیعت بکر و دست نخورده ی "مهران تنک" بخشیده است.
ریزش لحظه به لحظه کوه بخاطری خشکی و شکنندگی سنگها و ضجه های جانکاه روباهی که در همان حوالی به گوش می رسد،خبر از آمدن *ڈکال*شدیدی را می دهد.
در کنار کاروان اتراق کرده مان در مهران تنک، این زیبایی پارادوکس گونه را دوچندان کرده است ...
الف.قلم
ڈکال=خشکسالی


فاش میگویم و از گفته خود دلـــشادم