بازخوانی یک خاطره
در اینترنت و در بین نظرات وبلاگم گردش می نمودم(که الان فضای وبلاگی همچون گورستانی ساکت و سرد است) به وبلاگ زهرا دختر همکارمون خانم رسولی برخوردم که ماجرای سفر شون به بلوچستان رو به طرزی زیبا نگاشته بود که عینا نوشته زهرا رو در وبلاگم برای تجدید خاطرات نقل می کنم
ادامه نوشته
سفرنامه

سلام
ما از سفر برگشتیم
عیدتون مبارک
این دختر من هستم که روی تنه ی درخت نخل ایستادم و می خندم .
این جا پارک بندرعباس است .
من در این سفر چیزهای تازه ای دیدم و یاد گرفتم .
اول عکس هایی که خودم گرفتم را میزارم .
مامانم میگه تو از من بهتر عکس می گیری .
من عکس گرفتن را خیلی دوست دارم .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ توسط مردی در غبار
|

فاش میگویم و از گفته خود دلـــشادم